آموزش

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال یکی دیگر از ابزارهای مهم بررسی وضعیت سهام در بازار بورس به شمار می‌رود. این ابزار در پیش‌بینی قیمت سهام عملکرد خوبی از خود نشان داده است.

سرمایه‌گذاران به دنبال کسب سود قدم به این بازار می‌گذارند و یا به صورت مستقیم اقدام به سرمایه‌گذاری می‌کنند یا غیرمستقیم.

در سرمایه‌گذاری مستقیم فرد شخصا دست به معامله می‌زند. در این شیوه مسئولیت تمام اقدامات با خود فرد است. اما شیوه غیرمستقیم همان‌گونه که از نامش برمی‌آید، مربوط به سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سبدگردانی اختصاصی است. این روش مختص افرادی است که زمان و دانش کافی را برای سرمایه‌گذاری به شیوه مستقیم ندارند.

برای شناخت مناسب‌ترین سهام به منظور سرمایه‌گذاری، دو شیوه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد. ورود به بازارهای مالی نیازمند پیش‌نیازها و اطلاعات لازم در حوزه سرمایه‌گذاری است. چنین مواردی در کنار دانش بورسی ترکیب ارزشمندی را خلق می‌کند که موفقیت افراد را در پی خواهد داشت.

اطلاعات به دست آمده به همراه تحلیل‌های صورت‌گرفته می‌تواند منجر به یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه شود. با بررسی وضعیت سهام و روند بازار و دنبال کردن اخبار، ریسک‌های محتمل کم می‌شوند؛ چرا که به این طریق می‌توان اقدام به پیش‌بینی قیمت سهام کرد و با اطمینان بیشتری دست به معامله زد.

آشنایی با مفهوم تحلیل تکنیکال

what-is-technical-analysis

تحلیل تکنیکال یعنی بررسی سهام به کمک نمودارها، تکنیک‌ها، ابزارهای تحلیلی و اطلاعاتی مانند قیمت و حجم.

افرادی که به شیوه سرمایه‌گذاری مستقیم وارد بازار بورس می‌شوند، حتما باید با ابزارهای تحلیلی آشنا باشند. در غیر این صورت متضرر خواهند شد. تحلیل تکنیکال را می‌توان یک استراتژی معاملاتی دانست که به کمک آن می‌توان وضعیت بازار و سهام را ارزیابی کرد. در حقیقت با تجزیه و تحلیل آمارها و اطلاعاتی مانند تحرکات قیمتی و حجم معاملات می‌توان فرصت‌های خوبی را برای سرمایه‌گذاری شناسایی کرد.

تحلیل تکنیکال تنها مختص بازار بورس نیست. مانند سایر ابزارهای تحلیلی، از این ابزار نیز در بررسی وضعیت دیگر اوراق بهادار استفاده می‌شود. هر یک از اوراق بهادار که سوابق تاریخی معاملاتی آن در دسترس باشد، به کمک این شیوه تحلیل قابل ارزیابی است. اوراق سهم، آتی و کالا از جمله مواردی هستند که به کمک تکنیکال می‌توان وضعیت آن‌ها را تجزیه و تحلیل کرد.

تحلیل تکنیکال با در نظر گرفتن روند قیمت و الگوهای مشخص شده بر روی نمودار، فرصت‌های سرمایه‌گذاری را مشخص می‌کند. به این شیوه می‌توان با خیالی آسوده اقدام به خرید سهام یک شرکت کرد. این شیوه تحلیلی، با بررسی سابقه سهم و تغییرات قیمتی آن، قادر است تحرکات آینده را شناسایی کند و پیش‌بینی قیمت سهام را به خوبی انجام دهد.

از زمان پیدایش این شیوه تا کنون، الگوها و تکنیک‌های مورد استفاده در آن توسعه پیدا کرده‌اند. تکنیکالیست‌ها با ترکیب این الگوها و تکنیک‌ها، به یک استراتژی معاملاتی کارآمد دست پیدا می‌کنند. آن‌ها با تکیه بر این استراتژی معاملات خود را در بازار سهام پیش می‌برند.

تحلیل تکنیکال بر مبنای چه مفروضاتی عمل می‌کند؟

اولین پیش‌فرضی که در تحلیل تکنیکال وجود دارد، مربوط به قیمت سهم است. همان‌گونه که چارلز داو، روزنامه‌نگار اقتصادی نیز بیان کرده، تکنیکالیست‌ها معتقد هستند که تمام اطلاعات مهم در قیمت نهفته است. به بیان دیگر، این شیوه تحلیلی به بررسی نوسانات قیمت می‌پردازد. به این ترتیب تلاش می‌کند که با توجه به الگوها و روندهای قیمتی گذشته و فعلی، پیش‌بینی قیمت سهام را به درستی انجام دهد.

از سویی دیگر داو عقیده دارد که عوامل تاثیرگذار بر قیمت سهام در بازارهای کارا مشخص هستند. یعنی معامله‌گران در هر بازه زمانی که بخواهند، می‌توانند با بررسی قیمت به اطلاعات مهمی دست پیدا کنند. هرچند این فرضیه می‌تواند صحیح باشد، اما نوسانات قیمت را نباید نادیده گرفت. در کوتاه‌مدت یا بلندمدت به دلیل انتشار اخبار یا اطلاعیه‌های مختلف، ممکن است قیمت سهم دستخوش نوسانات شود.

داو یک فرضیه دیگر را نیز در مورد تحلیل تکنیکال بیان کرده است. به عقیده او نوسانات قیمت تصادفی و اتفاقی نیستند و از الگوهای خاصی پیروی می‌کنند. این الگوها و روندها در طول زمان تکرار می‌شوند. این فرضیه نشان‌دهنده این موضوع است که روندها در کوتاه‌مدت و بلندمدت به وجود می‌آیند. این امر به معامله‌گران اجازه می‌دهد که از این شیوه تحلیلی استفاده کنند و سودآوری داشته باشند.

۳ اصل اساسی

۱- قیمت نشان‌دهنده تمام اطلاعات است: منتقدان تحلیل تکنیکال معتقدند که تنها نمی‌توان با در نظر گرفتن قیمت رفتار سهم را پیش‌بینی کرد. آن‌ها می‌گویند، عوامل بنیادی نیز باید در چنین پیش‌بینی‌هایی دخیل باشد. اما تحلیل تکنیکال کاملا بر قیمت تمرکز دارد. تکنیکالیست‌ها معتقدند که عوامل بنیادی نیز خود در قیمت مشخص می‌شوند. آن‌چه که تکنیکال بر آن تاکید دارد، تحرکات قیمتی است که نشان‌دهنده میزان عرضه و تقاضا است.

۲- قیمت طبق روند نمودار تغییر می‌کند: تحلیل تکنیکال بر تکرار روندها تاکید دارد. تکنیکالیست‌ها بر این عقیده‌اند که قیمت در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت مطابق روندهای پیشین حرکت می‌کند.

۳- گذشته تکرار می‌شود: هر اتفاقی در قیمت گذشته سهم افتاده باشد، مجددا تکرار می‌شود. روان‌شناسی بازار و عواملی نظیر ترس و هیجان تکرار چرخه‌های قیمتی گذشته را نشان می‌دهند. تحلیل‌گران تکنیکال به کمک نمودارها به تحلیل این احساسات می‌پردازند و بر همین اساس، روند قیمت سهم را تحلیل می‌کنند. تحلیل تکنیکال با کمک برخی از ابزارهای تحلیلی حتی می‌تواند برای روندهای قیمتی ۱۰۰ ساله نیز مورد استفاده قرار گیرد.

تحلیل تکنیکال برای چه اهدافی و چگونه استفاده می‌شود؟

افرادی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، در تلاش‌اند تا تحرکات قیمتی اوراق بهادار را پیش‌بینی کنند. عوامل دیگری نظیر حجم معاملات نیز می‌تواند در تحلیل این افراد به کار رود. در هر یک از صنایع بازار، الگوها و سیگنال‌های فراوانی وجود دارد که در این شیوه تحلیل از آن‌ها استفاده می‌شود. تمرکز برخی از این ابزارها و اندیکاتورها بر وضعیت فعلی بازار است. این در حالی است که برخی دیگر از ابزارها وضعیت آینده بازار را پیش‌بینی می‌کنند. حدود حمایت و مقاومت از جمله عواملی است که در تعیین قدرت یک روند و جهت احتمالی حرکت آن نقش دارد.

تحلیل تکنیکال چه محدودیت‌هایی دارد؟

فرضیه بازار کارا همان‌گونه که یکی از مفروضات بنیادی تحلیل تکنیکال است، می‌تواند از محدودیت‌های آن نیز به شمار رود. طبق این فرضیه، تمام اطلاعات گذشته و حال سهم در قیمت نمود پیدا می‌کند. به این ترتیب تا زمانی که بازار کاملا کارا نباشد، نمی‌توان از روندهای آن کسب سود کرد. در سوی دیگر، تحلیل‌گران بنیادی بر این عقیده هستند که بازار می‌تواند کارا باشد اما قیمت‌ها روندی تصادفی دارند. یعنی تمام اطلاعات حال و گذشته را نمی‌توان از قیمت به دست آورد.

نقد دیگری که بر تحلیل تکنیکال وارد است این است که این روش در تمام موارد کاربرد ندارد. برای مثال شرایطی را در نظر بگیرید که سرمایه‌گذاران حد ضرر مشخصی را در یک سهم خاص در نظر می‌گیرند. آن‌ها با رسیدن قیمت به محدوده ضرر، اقدام به فروش سهام خود می‌کنند. همین امر پایین آمدن قیمت را در پی خواهد داشت. این اتفاق نهایتا موجب می‌شود که آن‌چه در پیش‌بینی‌ قیمت سهام گفته شده بود، تحقق پیدا ‌کند. در چنین شرایطی این‌گونه تصور می‌شود که روندی که تحلیل آن را پیش‌بینی کرده است، درست بوده است.

تفاوت اساسی تحلیل بنیادی و تکنیکال

این دو شیوه تحلیل، پرکاربردترین استراتژی‌های معاملاتی به حساب می‌آیند. مانند هر یک از روش‌های سرمایه‌گذاری مستقیم و غیر مستقیم که منتقدانی دارد، این دو روش نیز مورد نقد قرار می‌گیرند. از این دو روش برای تحلیل، ارزیابی و پیش‌بینی رفتار سهم استفاده می‌شود.

در تحلیل بنیادی تمرکز بر ارزش ذاتی سهام است. این شیوه با نگاهی کلی به شرایط اقتصادی، صنایع، مالی و مدیریت شرکت‌ها دست به بررسی سهم می‌زند. مواردی نظیر دارایی‌ها، بدهی‌ها،‌ درآمدها و مخارج در این شیوه تحلیل مد نظر قرار می‌گیرند.

اما تحلیل تکنیکال از لحاظ شیوه ارزیابی با تحلیل بنیادی متفاوت است. در تکنیکال قیمت و حجم تنها ورودی‌هایی هستند که بر طبق آن تحلیل انجام می‌شود. در این شیوه، کاری با ارزش ذاتی سهام نداریم و نمودارها حرف اول را می‌زنند. این شیوه با استفاده از نمودارها و الگوها، بر پیش‌بینی رفتار سهام در آینده تمرکز دارد.

کلام پایانی

اگر بخواهیم یک نتیجه‌گیری از مباحث یاد شده ارائه دهیم، باید بگوییم که تکنیکال یکی از مهم‌ترین شیوه‌ها برای سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری مستقیم و غیر مستقیم نیازمند چنین ابزاری است. افراد بسیاری برای پیش‌بینی قیمت سهام خود از این شیوه کمک می‌گیرند. تحلیل تکنیکال تنها در بازار بورس کاربرد ندارد. بلکه در بازار طلا، سکه و دیگر بازارها نیز می‌توان از این شیوه ارزیابی بهره برد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا